X
تبلیغات
رایتل

گنجیشکک اشی مشی

پنالتی چند جانبه

فوتبالیست نیستم!اما فوتبال رو دوس دارم .بچه که بودم با حسینمون (دادشم )تو حیاطم  از کمی بازیکنون بازی می کردم . 

دروازه بان خوبی هم بودم .حسین همه پنالتی ها خوبی می زد. 

 

 من فکر می کنم راجب هیچ مقوله هنری وچیزی که خروجی هنرمنده نمی شه هیچ نظر  کلی دادولی پنالتی فیلم.... نبود  به چند جهت

به نظر من فیلمی  که توی  آبادان ساخته بشه حتی اگه جنگی هم نباشه یه فیلم جنگی محسوب می شه چون توی یه شهر جنگ زده ساخته شده .شهری که مسه یه موزه قانون مند تمام یادگارهای جنگ رو خواسته یا ناخواسته حفظ کرده پس نیازی نبود که کارگردان خیلی به خودش زور بزنه که وقتی می خاد از عشق این مردم نسبت به فوتبال حرف بزنه نشانه های جنگ رو زور چپون کنه.

در کل بیشتر فیلم درگیر این بود که تمام توان محیط وجغرافیایی آبادان رو روی صفحه بیاره مسه یه عکاس بندرعباسی که بخاد دریا ونخل با یه خیابان با ماشین خارجی ویه زن با لباس بندری یه غروب وته ته هاش هم نمای از مجتمع بزرگ شهر رو در بیاره 

 

یه فیلم که برای من پر از کلیشه بود مسه فوتبال مسه یزله ودمام وشهید نفت وشط برزیل وحتی اسم حامد  

  

شاید هم این فیلم برای من ساخته نشده.  

من تو کافی نتم وکمی وکاستی و کمبود وقت اینجا بی داد می کنه

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 24 بهمن‌ماه سال 1387 ساعت 08:28 ب.ظ | نویسنده: گن جیش کک | چاپ مطلب 13 نظر

کامنتی بود برا کاپه چینی

خوش بگذشت کمی خیس بود
 ونم دار
وسک کشته شده بود
زمانی زیادی از روزگذشته بود
 وما خابیده بودیم.خابیده بودیم !وفکر می کردیم که بیداریم.
 بیدار ی مطلق نبود. مسه تو ومسل ماه ومسه زمین. 

 بهرام گور کنده بود برای خودش با چشم های نیمه سفید ومو های همه سیاه   

 

 

این کامنت بود. من وقت ندارم وکسانی دم در اند. بیدار هستم وپاهایم خاب رفته. 

 

 

تاریخ ارسال: چهارشنبه 23 بهمن‌ماه سال 1387 ساعت 08:10 ب.ظ | نویسنده: گن جیش کک | چاپ مطلب 2 نظر

بی خانم شدم مسه قزه

دوماه که اینجوری شدیم جنگ سختی در گرفت بیبن ما ودیوارها


دیوار هی فشار می اورد ومن هی جا خالی می دادم تا اینکه یه روز از خاب بیدار شدم ودیدیم همه چیز از دس رفته. وفهمیدم همه چیز یه روزی از دس می ره !این رو می تونه به همه قول بده ام ومن این  چند وقت تمرین سخته ی داشتم یه دوره چند ماهه.برای صرف همین یه جمله واسه خودم

دور ام از تخت خابم وگوشه بالشتم وکتابام وکاغذ هام چیزای که اگه یه شب میزون نبودن من همه خوب نبودم وخاب نداشتم اما حالا  خیلی وقته که وقتی ها می گذره من به هیچ چیز تعلق ندارم خالیم وبی خانمانی لذت عجیبی برام داشته لذت عجیب وبامزه ی.

دیگه هم خوب ام با اینکه هیچ تعلقی  نصبت به هیج چیز ندارم دوری از نت برام سخته

اینترنت تو  رو cf nدوس ندارم واولین باره تو cf دارم اینجا رو آپ می کنم.ومن راستی بین دوتا سانس فیلم آومدم اینجا الان باید برم چون فیلم شروع شد ..

تاریخ ارسال: دوشنبه 21 بهمن‌ماه سال 1387 ساعت 06:33 ب.ظ | نویسنده: گن جیش کک | چاپ مطلب 7 نظر