X
تبلیغات
زولا

گنجیشکک اشی مشی

قرون وسطای ایرانی

 

چند شب پیش داشتم کانال های بی شمارتلویزیون ایران را دور میزدم .که کانال یک توجه مرا جلب کرد .رحیم پورارغندی بود.اندیشمندترین اندیشمند تلویزیون ایران کسی که بیشترین گودی وتریبون سخن وری رادر تلویزیون ایران دارد.

بحث راجب به روح الله خمینی بود .مردی با ابروهای بلند ونگاه نافض اش از پشت رحیم پورارغندی خیره شده بود به همه چیز

موضوع راجب صحیفه نور(نامه ها ورسایل روح الله خمینی)بود.ارغندی یکی از نامه ها خمینی که در جواب استفعای منتظری از قائم مقامی بودراتحلیل می کرد.جداازتمای افترا واتهاماتی که به ریش منتظری بست .یک جمله طلایی گفت یک جمله طلایی که مرا بسیار بسیار زیاد متوجه حالتی کرد که ایران در آن به سر می برد.

یک جمله طلایی که از دهن سخنور فیلسوف مابه دولت نهم ودهم وسالهای متمادی پس از انقلاب در ایران درآمد.

تاریخ یک توهم است تنها حقیقت خداست!

فلاش بک عجیبی برای من بود به گذشته اروپا   عصره سیره کلیسا  فلسفه سن آگوستین  رساله شهرخدا   قرون وسطا!

درقرون وسطا تاریخ از منظر الهیات بررسی می شود وجزیی از الهیات بود.توسط راهبان ونمایندگان کلیسا نگارش می شود.با نگاه خدا محوری که انسان را گرفتکار وگناهکار می دانست.درواقع نوعی تفسیر مذهبی ودینی از تاریخ دنیاداشت.حکومت های خشن که تببین دینی داشتن وپاپ به عنوان نماینده خدا برروی زمین از آنها حمایت می کرد.این اتفاق بود که در اروپا پس از تسلط آقوام ژرمنیک بر قسمت غربی امپرتوری روم افتاد.واروپا را دچار فترت وپس رفت کردواروپا وامپرتوری روم را با سینه به زمین کوبید.اما به نظر من این دوره سرنوشت ساز ترین دوران در اروپا است.چرا که در دل همین دوران است اروپا ی با پی قوی وساختار توانمند برآمدکه حالا بر جهان حکومت می کند!

قرون وسطا برای اروپا عصر عطش بود!عطش دانایی عطش بازگشت انسان به خویش و زندگی انسانی

وسطا ومسیحیت دو موجود به هم تنیده اند .که قابل جدا شدن نیستن .قرون وسطا عصر سیطره دین بر مردم است.حال آنکه دین مسیح دین اخلاق است وهیچ  فلسفه برای حکومت ندارد.واین راهبان وسیاسیونن که فلسفه آن را می نویسند.فلسفه ی که در آن انسان لهه می شود! عطش انسان لهه شده است که او را نجات می دهد.ترس از غرق شدن وجست وجو راه نجات وتنگنا است که انسان قرون وسطا رابه جست وجو راه نجات می اندازدوچیزی که اروپا را نجات می دهد اندیشمندان وهنرمندان آن است.

وحالا ایران در دوره تاریخی دیگراین فترت وسیطره دین بر دنیاوآخرت را تجربه می کند.انسان ایرانی البته می داند که زمین مسطح نیست وخورشید به گردش نمی تابد.انسان ایرانی که حتی بهترین شکل  زندگی را در تمام اعصار تاریخ تجربه کرده است.انسان تجمل گرای ایرانی با سرزمینی پهناور وثروتمند.هیچ وقت عطش گرسنگی وبرهنگی انسان قرون وسطا را درک هم نخواهد کرد.اما رفتارها واتفاقاتی که این روزهادر جامعه می افتدنه درحد وسطا اما دوره ی از فترت رادر جامعه ایجاد کرداست.دوره که هنر در خدمت دین وحکومت است ونویسنده تا آنجا آثارش منتشر می شود که خواست حکومت راداشته باشد.تئاتر تا آنجای به صحنه می رودکه جشنواره های با رویکرد دین مابانه باشد ومورخ تا آنجای می تواندحرف بزند که بدون چون وچرا جمهوری اسلامی را مدینه فاضله بداند!.وریس جمهوری رای می آورد که خرافی گیر را ازپشت تریبون هم داد می زند.سخن رانی اقای احمد نژاد پس از انتخابات دهم(انهایی که مرا به ارتباط با امام عصر متهم می کند خودشان به یک پارچه متوصل شده اند.)وپیش از آن هم داستان هاله نور...

خرافات از در ودیوار این مملکت بالا می رود.امامزدها با قفل های روی شبکه هایشان وتوهمات وداستان های معجزه گونه مردم در ماه محرم وشهر زلزله خیزی که از فاسد مردمش می لرزد.این مزامین خرافه پرستی ایرانی که بی شباهت به خرافات عصر وسطا نمی باشد.

درصحبت های رحیم پور ارغندی که من پانزده دقیقه آخرش را دیدم نکته های جالب تری هم بود مثل اینکه:بعضی می گویندآن رژیم با این رژیم هیچ فرقی نمی کند .آن زمان اندیشمندان در زندان بودن الانم هم در زندان به سر می برند.آنهای که این حرف ها را می زنند بروند ومصادیق انحراف آنها را ببیبند...

وهمچنین صحبت های راجب به ارتباط منتظری با دشمنان جمهوری اسلامی واینکه اولین دشمنان اسلام مسلمانان راستین واولیه آن بودنند!

نکته جالب تر این سخنرانی دختران وپسرانی بودن که با یک دفترچه کوچلو از حرف هایش یادداشت برمی داشتن.ساکت بودن .انگاربا موسیقی آرام ومعجزگونه مسخ شده بودند.دل برای تمام آن چشمهای محجوب سوخت وبرای خودم گرفت.

اروپا را اندیشمندان وهنرمندانش نجات دادند.ایران را نمی دانم.......!

 

تاریخ ارسال: چهارشنبه 20 آبان‌ماه سال 1388 ساعت 11:47 ق.ظ | نویسنده: گن جیش کک | چاپ مطلب 9 نظر