X
تبلیغات
رایتل

گنجیشکک اشی مشی

برادرکشی نکنیم آقایان! لول هایمان را جای دیگری شلیک کنیم.  

  

مکبث بالاخره به فجر رفت واکران هم شد واتفاقا دست پرهم برگشت. همین که تئاتری ازاستان اکران شد که یک تئاتر شهرستانی نبود! و به امثال بهروز غریب پور ودیگران ثابت کرد که ایران فقط تهران نیست!کافی است.اگر این استان نه اندازه تهران حتی قد فولاد شهر که یک شهرک کوچک در استان اصفهان است. نه پایتخت تجاری ایران سالن تئاتر داشت وامکان اجرا خیلی خیلی قبل ترها به جامعه هنری کشور این مسئله ثابت می شود.بهرحال این اتفاق افتاد که در اوضاع قارش میش سیاسی فرهنگی هنری ومعیشتی کنونی کشور باعث مسرت وخوشحالیست.  

 اما مسئله ی که باعث تاسف والبته تعجب من شده موضع گیری برخی از هنرمندان ودوستان همشهری در برابر این اتفاق بسیارخوب است. من نمی دانم چرا توی این استان همیشه لول های هفت تیر مان برای نزدیکانمان زودتر نشانه می رود. موضع گیری برخی از افراد را می گویم که کامنت هایشان را در یادداشت های وبلاگ کاپوچینو و سی سی یو سینما موجوداست.اینکه چرا اکران؟ چرا تحریم نه؟! چرا سکوت نه؟! که مفصلش را می تونید همانجاها بخوانید که این دو وبلاگ نویس که یکی بازیگر وعوامل گروه ست ودیگری زحمت اطلاع رسانی وخبری را از لحظه آماده سازی تئاتر تا کنون راکشیده است کامنت ها را تایید وباسخاوت تمام بی پاسخ گذاشته اند.  

مسائل قبل وپس انتخابات این روزها بهانه خوبی شده برای زیر سوال بردن تمام حرکات ورفتار من نمی دانم مگرهمین ابراهیم پشت کوهی نبودکه روز آمدن میرحسن موسوی به بندرعباس بیانیه هنرمندان را درحمایت از میرحسین موسوی در برابر تمام چشمهای که دیدن وشنیدن قرائت نمود؟! وحتی قبل از آن او وگروهش موضع ودیدگاهشان مشخص بود.وهمچنان بر موضع ودیدگاه خودشان پافشاری می کنند.چرا که اگر غیر از این بود بااین همه سروصدای که به واسطه این نمایش در کشور به پا شده الان مدیران استانی باید حسابی در بوق وکرنا می کردنشان.اما هنوز هرجای در دستگاه دولتی اسمی از مکبث وابراهیم پشتکوهی برده می شود با زیر نویس سبز از او و گروه ونمایش بااحتیاط می گذرند .حتی فکر نمی کنم تا کنون هیچ دستگاه دولتی به خود اجازه داده باشد تقدیر وتشکر آشکاری داشته باشد. بعضی افراد موقعی که فضا سیاسی در دوره انتخابات باز بود سکوت فلسفه ی کردند .وحتی امضا ونوشتن بیانیه هم زیر سوال بردند.که هنرمند جماعت دنبال وپشت هیچ جریان سیاسی نباید باشد واگر کسی هست دنبال جایگاه وپست ومقام می گردد. الان که دوره فرق کرده دنبال تحریم وباز هم سکوت فلسفی هستند.حتی فراموش کردن که تحریم کردن ادامه راه همان هایی است که قبل انتخابات موضع شان را مشخص کرده بودن نه آنهای که بی تفاوت سکوت کردند. من به کسی کاری ندارم.خود من هم جزامضا کنندگان آن بیانه هستم با اینکه ایران ایده آل با آن چیزی که حتی آن آقایان می گفتن خیلی فاصله داشت اما آن موقع بحث بد وبدتر بود. من الان بیست ساله ام وچهار سال دیگر بیست چهار ساله می شوم. واقعا در شرایط کنونی باید چه کرد؟ من باچهار سال سکوت ودفتر پرکردن به کجا خواهم رسید؟ شاید تمام آینده وزندگی من حتی قد همین چهارسال هم نباشد.اصلن شاید شرایط از چهار سال بیشتر طول بکشد.آنوقت تکلیف من چیست؟ من نمی دانم حالا که مکبث اکران شد چی اتفاقی افتاد؟ واگر گروه جشنواره را تحریم می کرد چی اتفاقی می افتاد؟ یک نکته دیگر هم به این دوستان گوشزد کنم که تحریم کردن هم شرایط می خواهد. تحریم کردن من فاطمه زارع چه تاثیری در این روند خواهد داشت؟من که تا به حال حتی یک جای درست وحسابی معرفی نشدام چه رسد به اینکه ایجاد صدا کنم. بودن با نبودن من چه تاثیری خواهد داشت؟ما همین طوری زیر سانسور وفراموشی هستیم چه رسد به اینکه دست به خود سانسوری هم بزنیم ! من که مثلا اصغر فرهادی نیستم که به یه صدا وجایگاه شناخته شدی در کشوررسیده باشم که حالا اگر تحریم کنم یک حرکت باشد نه آقایان این ادعا ها هنوزبرای ما زود است. تازه همین که یک گروه خوش فکر وهنرمند که اتفاقا همگی دارای موضع سیاسی هم هستند نماینده استان بشود خودش یک حرکت مثبت ودلگرم کننده است برای جریان ولو اینکه حرفی هم برای گفتن نداشته باشد. چه رسد به تئاتر پشت کوهی وخود نمایشنامه مکبث که پر از چالش وطرح مسائل است. بردار کشی نکنیم آقایان! لول هایمان را جای دیگری شلیک کنیم. 


فاطمه زارع

تاریخ ارسال: دوشنبه 26 بهمن‌ماه سال 1388 ساعت 06:41 ب.ظ | نویسنده: گن جیش کک | چاپ مطلب 2 نظر