X
تبلیغات
رایتل

گنجیشکک اشی مشی

بمباران نام تو... / موسا بندری

 

وقتی عاشق اَت می شوم
باور کن توطئه ای نیست که یخ نبسته باشد
و سر شکسته اگر باشد
صدای دروغ همین یکدست جام باده و یکدست زلف یار

خیابان ها هر روز تنگ تر می شوند
و تنگ تر هم که می شوند به هر کسی هم می شود مشکوک شد
حتّا اگر این ساعت هم کوک نباشد

این خیل خربزه و خیار با چند کیلو وات ماست
که از رهگذران مست که بگذریم تا از چه برگذشته ایم

مسخره نمی کنم به جان خودم و به آسمان تو قسم
که شهلا نیمه چشمت نمی شود گفت لااقل به همه
و زمزمه خوب توطئه زیبای دوست داشتن است
تا سراز شیبی در باوری که گویی سیبی

من به همه اعلام می کنم
دارم دچار جنون شعر می شوم اگر خون شعر نشده باشم تازه
به هر اندازه هم که بگیریم این قد وبالات آوخ

ای از همه کس دیوانه تر که من نبودم
تا از خیابان تو بگذرم بارانی می بارم
که تمام چترها فقط به نام تو باز می شوند وآغاز می شوند
صدای زنگ وسنگ و هر چیز دیگر قشنگ
بمباران نام تو بودن
یعنی با یه تکه گچ و شعاری که ته کوچه خلوت نوشتن
که وطن مرا دزدیدند آنانی که اول دزد نبودند

تنها فقط وقتی عاشق اَت می شوم

بندرعباس 88.4.9
 

منبع:سایت ادبی دانوش

تاریخ ارسال: یکشنبه 16 اسفند‌ماه سال 1388 ساعت 05:03 ب.ظ | نویسنده: گن جیش کک | چاپ مطلب 5 نظر