X
تبلیغات
رایتل

گنجیشکک اشی مشی

لعنت به تو جنگ!

   

 آبادان -بعداز یکی از بمباران های هوایی   

چندین سال است بهار که می شود کاروان های  نوروزی راه می افتانند به مقصد خوزستان ومناطق جنگی کاروان های که هر سال اعتبارات زیادی هم به خودشون اختصاص میدهند.وپروژه غمگین نگه داشتن مردم در بهار ونوروز همچنان ادامه دارد .امسال هم که تلویزون شورش را در آورده بسکه آهن پاره وبیابون وتزیینات پروژه اشک وآه در بهار را بین سریالهای به اصطلاح طنز به خورد مردم می دهد.دلم هم که نخواهد دیده می شود این تلویزون لا مسب از جفت مانیتور سیستم

هیچ خانواده ایرانی نیست که یادگاری جنگ نداشته باشد الخصوص اگر خوزستانی هم باشد توی خانواده ما هم کم نیستن یادگارهاش یادگاری جنگ فقط خرابه خانه پدری نیس !نمونه بارزش همین دایی بزرگ مهربان بود که همین چند ماه پیش از میان مان رفت در آرمش وقتی که خوابیده بود .دایی شعبونم از 13سالگی رزمنده بوداینقدر جنازه جمع کرد وموج انفجار شده بود که تمام عمرش هیچکار دیگه ی نتونست بکنه غیر از اینکه گوشه خانه ش پیربشه وبمیره .

من اصلا مناطق جنگی دوست ندارم من از جنگ وتمام آنهای که مسولش بودن بیزارم ونمی بخشمشان! اما ما خیلی قبل تر ها هم هر وقت می رفتیم آبادان خانواده ام می رفتن برای دیدن مناطق مادرم علاقه زیاد به آن آهن پارها وآن بیابان ها ی که بوی خون وخون ریزی ازشون بلند می شه داره.اما من هیچ وقت نمی رفتم ولگردی توی کوچه های ایستگاه 12واطراف سید عباس بیشتر بهم می چسبید.تا مثلاٌ شلمچه هویزه البته یک بار همان سالهای کودکی رفتم جزیره مینو یادش بخیر" مامانم رفته بودن جلو و ما لب شط داشتیم قورباغه می گرفتیم! یه دفعه دیگه هم بردنمون شلمچه یادم یه سری بوب وترقه بازی داشتیم که از چهار شنبه سوری مونده بود همونجا تو بیابونهای شلمچه ترکندیم که نزدیک بود در سن 10.12سالگی به جرم اقدام علیه امنیت نظلام دست گیر بشیم.البته اون موقع فصا بکر بودوپاک سازی نشده بودوپر ازخورده ریزه بودوهنوز قدمگاه وگنبدوزیارتگاه تاسیس نشده بود!

 تا همین چند سال پیش یکی از آشنایان توی نوروز گفت اتوبوس میره خوزستان خالیه هرکی طلبه اس یاعلی! احساس کردم باید تجربه متفاوتی باشه .دوست داشتم بدونم اینها که با این اتوبوس های راهیان نور میرن خوزستان براشون چه شکلی ؟خلاصه جمع جور کردیم زدیم به جاده. رسیدم به یک ارودگاه نزدیک اهواز به معنای واقعی یک سرباز خونه بسیار بسیار وحشت ناک با زمین لخت وچند تا پتوی سربازی اول بهار ونوروز بود نه محرم بود نه نیمه خرداد اول اول بهاربود! توی بلندگو های سرباز خونه برای پذیرایی از میهمانان خسته وکوفته حسین فخری پخش می شود.نه خبری از حمام بود نه سرویس بهداشتی مناسب .انگار دور از جون یکی از نزدیکان آدم فوت شده باشه همه چهره هاغمگین وقرارگاه تاریک بود .  تازه گذشته از همی اینها تحمل یک سری آدم خشکه مذهب که بیشتراز تمام مردم خوزستان ادعای دل سوزی واشک وآه شون می شدبرای جنگ وکشته های جنگ..! این شد که تاب سفر راهیان نور رو تا بعد ازظهر فرداش نیاوردم .زنگ زدیم عمه اومد از آبادان دنبالمون...

مردم خوزستان اصلاٌمردم غمگینی نیستن وتوی شهر زمین تا آسمون با توی مناطق فرق می کنه .

من نمی دونم این یاد شهدا وجنگ یعنی چیه یعنی مثلا عموی مادرم که کارمند شرکت نفت بوده و روبروی خونه اش اسیر می شه بعد از 11سال اسارت شهید می شه .الان باید تمام پسراش بیکار باشن وتوی شهر خودشون کار براشون نباشه این یعنی یاد شهدا!؟ مگه نه جنگ واسه این بوده که خوزستان از دست نره!البته ظاهرن فقط نفت وپالایشگاه خوزستان مهم بوده که اون هم سرمایه هاش میره پایتخت  نه خوزستان ومردمش !

بعضی وقتا فکر می کنم آبادان جز یه موزه بزرگ که قرار تا سالها اشک مردم در بیاره برای حفظ وحراست از یک نظامی که تا حالا هم با اشک وآه وعواطف و احساست مردمش زنده وپابرجا مونده . خوزستانی که اجداد من به خاطره تجارت واقتصاد وثروتش مهاجرت کردن بهش حالا یک خراب س .ومثل یک بچه یتیم هر سال یه سری آدم جدید میان دست رو سرش می کشن وبهش ترحم می کنن.

دولتی های طرف جنگ هم الان به حول وقوه الهی با هم خوبن انگار این وسط فقط صدام حسین این همه آدم کشته وخوزستان ویران کرده دیگه همه این عراقی ها برادر های خونی ما هستند .ومردم خوزستان علاوه بر دست وپنجه نرم کردن با زندگی در یک شهر جنگ زده که به اندازه سال 66جنگ زده مونده وهیچ تغییر ی نکرده باید عراقی های که از مرز وارد شهرشون می شن هم مثل یک برادر تحمل کنن! واعتباری که میشه خرج بازسازی شهروبرگشت خرابه خوزستان به حالت شهری وشهر نشینی کرد خرج بازدید وحفظ خراب ها برای غم گین نگه داشتن یاد وخاطره مردم ایران میشه! جالب تر اینه که با تمام این هزینه کرد ها هر سال یه سری آدم تکراری اهل وعیال جمع می کنن وبه هزینه دولت  برای دیدن مناطق میرن خوزستان....

تاریخ ارسال: دوشنبه 9 فروردین‌ماه سال 1389 ساعت 03:37 ب.ظ | نویسنده: گن جیش کک | چاپ مطلب 4 نظر