X
تبلیغات
رایتل

گنجیشکک اشی مشی

بگذارید در این کشتزار گریه کنم!

 

  

   

آی  

فریاد
در باد
سایه‌ی سروی به جای می‌گذارد.

[بگذارید در این کشتزار
گریه کنم.]

در این جهان همه چیزی در هم شکسته
به جز خاموشی هیچ باقی نمانده است.

[بگذارید در این کشتزار
گریه کنم.]

افق بی‌روشنایی را
جرقه‌ها به دندان گزیده است.

[به شما گفتم، بگذارید
در این کشتزار گریه کنم.]  

 

شعر: فدریکو گارسیا لورکا / ترجمه:احمد شاملو    

من:باد که می آید  تسلیم می شوم! باد که می آید جهان شبیه صدای شاملو ونعره لورکا می شود.  

اگر ۱۳واقعا نحس نباشد وخرافات جهان گم شوند جهان چه کوچک وبی مقدار می شود!  

خدایا ؛ 

بلای را نازل کنم برای من!  که توی خانه نشسته ام واز اشیا ی سبز تو بیزارم !    

 عکس:۱۱بدرمن بود.

تاریخ ارسال: جمعه 13 فروردین‌ماه سال 1389 ساعت 05:03 ب.ظ | نویسنده: گن جیش کک | چاپ مطلب 7 نظر