X
تبلیغات
رایتل

گنجیشکک اشی مشی

بچه های غزه بچه های اسلام آبادن

امروز صبح امتحان داشتم امتحان جهان بعداز جنگ جهانی دوم  توی مسیر که می رفتم یه خط در میون روی تیر برق ها ی خیابون بنر های  از بچه ها غزه بود با نگاه های نگران و فقر زده واستراسی شون پرتره های برای کمک های انسان دوستانه به غزه  

داشتم به این فکر می کردم که این همه هزینه برای آماده کردن این بنر ها روی تیر برق برای جذب کمک انسان دوستانه بیشتر حالت باز دارنده دارند .انگار یگ مانور تلیغاتی اند بیشتر ..  

بعد از امتحان سوار تاکسی که شده ام یه  زن وشوهر جوان با یه بچه چند ماهه کنار دستم نشتن وبچه هه عجیب نگاه گرمی داشت همینطور تو چشمای من زول زده بودتوی بقل باباش رو بازوها نحیف باباش که فقر واعتیاد از رگ های دستش زده بود بیرون  و مادرشم زیر چادر بندری همش مشغول غر زدن بود که این بچه مریضه که پولمون کمه برای مطب همینطور آروم توی گوش شوهرش غر می زد!  بچه شون کم کم خودشو کند از بابا ش اومد تو بقل من  داشتیم با هم خیابون رو می دیدیم وبنرها بچه های غزه یکی در میون ادامه داشت  

غر غر مادر بچه و صدای خنده بچه و جسم بیمار پدربچه   همی چی رو اعصابم بود.

تاریخ ارسال: دوشنبه 31 خرداد‌ماه سال 1389 ساعت 01:59 ب.ظ | نویسنده: گن جیش کک | چاپ مطلب 6 نظر