X
تبلیغات
رایتل

گنجیشکک اشی مشی

فریداااااا امید وارم به هرگز ت!

 

 

زن است  !

به من   که نگاه می کند   

 

به من    که می خندد 

به من    که اخم می کند 

 و لَم که می دهد  به خودش  

زن است دیگر   

و اینها  کلماتی است که  می پاشد از شکمش 

از چشم  ش 

از دهان ش 

از تخت ش 

            فریدا کالو

 امیدوارم که عزیمت دلپذیر باشد  

و امیدوارم به هرگز ت !  

که برگشت می خورد  هی تو ی من  

توی سینه ام  

توی چای  م

روی تخت  م

 

فریدا کا لو ی من  

برایت سیب گذاشت ام  امروز عصرانه مهمان من باش! 

 

پی وسته:امروز خاموش زنی است که نقاش خودش بود فقط ! خودش یعنی زنانگی  با صدای بلند..  

واین آخرین جمله دفتر خاطراتش است که مطمن ام برای من نوشته بود! 

 

{امیدوارم که عزیمت دلپذیر باشد و امیدوارم که هرگز برنگردم.}

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 22 تیر‌ماه سال 1389 ساعت 12:25 ب.ظ | نویسنده: گن جیش کک | چاپ مطلب 6 نظر