X
تبلیغات
رایتل

گنجیشکک اشی مشی

کاشک شهر آنقدر امن بود که می توانستم با دوچر خه ام رفت وآمد کنم

              

    

 

  

·        اولش یک sms بود "حرکت هماهنگ وبلاگ نویبسان بندرعباس واعلا م شعار " امنیت بندرعباس حق طبیعی ماست" . دقیقا زیر سی سه پل بودم !گفتم حتما وسط شهر کابوی های  با هفت تیر افتادن به جان ملت! بعد ش یک نفس راحت کشیده ام که خدا رو شکر اینجا لا اقل چند روزی در امان ام.. 

·        به محض رسیدن به شهر از اولین شهروند که از قضا داستانهای عجیب وغریب شهر را  از همان بچه گی از او می شنیده ام  پرسیدم پدرم بود گفتم (بابا تو  شهر چه خبره؟) بابا م گفت" سلامتی خبری  نیست فقط یه کم هوا گرم  شده "  

·        همیشه از  گفتن وشنیدن اینکه بندر عباس ناامن شده بهم می ریزم . این  جمله برای من بیشتر شبیه بهانه ی برای ایجاد محدودیت بوده تا ترس از شهر و نا امنی ! جمله ی که ادامه اش این بوده همیشه " تا  غروب نشده بیا خونه شهر نا امن ! وقتی یکی چاقو گرفت جلوت دیگه نمی فهمه تو کی هستی و.."   ما دختران این شهر نا امن از بچگی با این جمله از خونه بیرون رفته ایم و برگشته ام . با استراس اعصاب خورد کنه خانواده و البته خودمان  اصلا مگر نا امنی شهر  اتفاق تازه ایست ؟ مگر نه اینکه چند وقت یک بار از این داستانهای کیف قاپی ها وتجاور به نوامیس و چا قو کشی توی شهر راه می افتد .شما اصلا ماه یا روزی را سراغ دارید که از این خبر ها تو این شهر نباشد؟

من بر خلاف بیشتر دوستان وبلاگ نویس که بیکاری جوانان را دلیل اصلی این نا امنی ها می دانند.دلیل اول را شکل گیری این شهر بر اساس پذیریش مهاجران سرخورده که متاسفانه گروه اولشان تبیعد خورده ها ونا امن سازان ابر شهری ایران وگروه دومشان کسی که به هوای پول در آروردن به هر راه و روش می آیند  می دانم .هنوز هستند توی کشور مردمی که بندرعباس را تبعیدگاه و مردم ش را متاسفانه از روی نا آگاهی ونا دانی  قاچاق چی و مافیای  مواد مخدر می دانند

اما کلن امنیت چیز خوبیست اما با این شلوغ کاری ها رعب و وحشت توی شهر راه انداختن که چیزی حل نمی شود.این شعار که بر وزن همان شعاره معروف " انرژی هسته ی ... "است که تا الان فقط سهم مردم ایران از دست رفته های طبیعی شان است از این شعار سازی آقا بزرگها .و این مردمی که گلو پاره می کنند به شعار دادند بیشترین هزینه ورنج را از همین شعار به ظاهر مثبت می دهند زیر بار تحریم وتورم ... حداقل چیزی که این شهر دارد جریان وزندگی ای است با اینکه امکان های تفریحی اش در حد صفر است اما همین که آدم انبوه مردم را توی خیابان میبیند دلش شاد می شود.و احساس امنیت می کند .با اینکه می داند که توی همین خیابان است که کیف فلانی را زده اند! "کلن توهم امنیت هم چیز خوبیست !" ام از این شلوغ کاری ها وشعار سازی ها چیز ی عاید این مردم نمی شود بهتراست  راه آنها را نرویم... 

·        اما راهکار پیشنهادی من : من اعتقاد دارم نا امنی مثل عفونت پوستی یک  سرطان داخلی است!یعنی نا امنی تنها ظاهر بیمار شهر است.که نه تنها تحریم و تورم که کوچک ترین مسله  سیاسی و اجتماعی که آقا بزرگ ها برای کشور  می سازند می شود به نا امنی شهر بندر عباس ربطش داد. چرا که ربط دارد!اما بیماری حتی اگر سرطان  باشد باز هم می شود ظاهرش را با آنتی بیوتیک حل کرد! من فکر می کنم هر چه بر نیروی های امنیتی نظارت و حقوق ومزایای بالا تری داده  شود اوضاع بهتر می شود!  پلیس های را می شناسم که خودشان " رفیق دزد شریک قافله در آمدن!"  که اگر از شغل شان رضایت می داشتن خوب قطعا  فاصله مجرم ومامور اینقدر به نخ نازکی تبدیل نمی شود!به نظر پلیس های شهر ما همه نا بینا هستند.یادم هست یک بار یک توزیع کننده مواد مخدر را در حال انجام جرم دیدم در مرکز شهر رفتم به یکی از پلیس ها گفتم که فلانی الان اونجا تو کیفش "چیز" داره .پلیس از همکاری من تشکر کرد تا اینکه دو روز بعد همان توزیع کننده سر همان جای قبلی در قلب شهر داشت کارش را می کرد وپلیس همان حوالی کیشیکش را می داد!  

من همین الان اعلام می کنم من درشهرم احساس امنیت می کنم .لا اقل این احساس را از من و مردم نگیرید. اما دوست داشتم آنقدر امن بود که می توانستم با دوچرخه ام  توی شهر رفت وآمد کنم

تاریخ ارسال: شنبه 30 مرداد‌ماه سال 1389 ساعت 08:45 ب.ظ | نویسنده: گن جیش کک | چاپ مطلب 11 نظر