X
تبلیغات
رایتل

گنجیشکک اشی مشی

روز نام گذاری هرمزگان

  • شاپور ذوالاکتفاف را خیلی ها می شناسند .چرا که این شاه ساسانی علاقه زیادی  به پیکر تراشی وثبت ظاهر والبته شانه هایش در تاریخ داشته ! که آثار حجاری از چهره او در مسیر جاده ابریشم بیش از تمام شاهان ایران است. 
  • اما چرا لقب شاپور دوم ؛ذوالاکتفاف است؟ درست است  که شانه های پهنی دارد توی تصویرش ودر طاق بستان وقتی در مقام پادشاهی ایستاده است!و ۷۰سال حکومت او سرشار از قدرت وپیروزی  بر دشمنان بود!  
  • اما لقب ذوالاکتفاف او به آنجای برمی گردد که عربهای بحرین وعربستان هجوم  آوردند به سرزمین خلیج فارس عربهای وحشی و غارتگر که هرمز دوم پدر او هم  در جنگ با آنها کشته شده بود وشاپور که پیش از تولد شاه می شود از خردسالی عربها ی را که از خلع قدرت در منطقه سو استفاده های وحشیانه ی کرده بودند را به خاطر داشت.این بود که اولین عملیات شاه جوان آماده  کردن کشتی ها ی نظامی در خلیج فارس وشکست اعراب وتبعید آنها به مکران وکرمان می شود.  
  • ولقب ذوالاکتفاف هم همین عربها به او داداند( به معنی سوراخ کننده شانه ها!)نقل است از حمزه اصفهانی وکرستین سن ایران شناس دانمارکی که شاپور سزایی غارتگرهای اعراب را با سوراخ کردن شانه هایشان می داده!  
  • تبعید اعراب در ۱۸آوریل سال ۳۳۱میلادی توسط شاپور دوم ساسانی صورت گرفته است!یعنی دقیقا مصادف با همچین روزی  
  • فرضیه شخصی من : شاید نام هرمزگان را شاپور به یادگار از پدرش بعد از بازپس گیری منطقه از اعراب براین منطقه گذاشته باشد !
  • واگر همین طور باشد؛پس امروز روز نام گذاری هرمز گان بر این منطقه است!
تاریخ ارسال: یکشنبه 29 فروردین‌ماه سال 1389 ساعت 03:35 ب.ظ | نویسنده: گن جیش کک | چاپ مطلب 8 نظر

خلیفه خدا نمد کوب می شود!

 

  

همیشه فکر می کردم خلفای عباسی باید حاکمان قدرتمندو داری قدرت به لا منازعی بوده باشند.با این هم ظلم وجنایت که در حق امامان شیعه کرده اند. 

 اما همین خلفای عباسی در روزهای که مثل آب خوردن امامان شیعه را که دارای طرفدارن زیادی در جهان اسلام هستند مورد ظلم وآزار وحتی شهادت قرار می دهند. ملعبه دست غلامان ترک ومقتول  های نوکران وخواجگان خود  از بی اعتباری وکم قدرت وبی کفایتی می شوند.  

اینقدر اوضاع دم ودستگاه خلافت آشفته بازار است که هر روز یک غلام ترک حکومت را در دست می گیرند وخلیفه تعیین می کند که به صورت نمادین حکومت کنندوهر وقت که خلیفه مورد نظر از منافع سپهسالار ترک خود تعدی می کرد.حکمش زهری بود که به او خورانده می شود!

حتی همان متوکل عباسی که مقبره امام حسین را ویران می کند وشیعیان که به زیارت امامانشان می روند را به قتل می رساند.مردی که خاطره جنایت های اوبه گوش تمام شیعیان جهان رسیده است وخودش در بسترش به دستور سپهسالار ترکش به قتل می رسد.   

اما روایت منحصر به فردیست روایت آخرین خلیفه تولالله عباسی مستعصم؛  

 آخرین خلیفه که به دست قومی از خود بدترش ((مغول ))می آفتد .هولاکوخان نوه چنگیز خان مغول فاتح بغداد واز بین برنده دودمان عباسی برای همیشه است!

که پس فتح بغداد در دار خلیفه با آخرین خلیفه عباسی به گفت وگو می پردازد: بخشی از گفت وگوکه روایت شده است در منابع تاریخی ؛

  • هولاکو خان به خلیفه:تو میزبانی وما میهمان آنچه در خور ما باشد بیاور! 

وخلیفه زنانان حرمسرا و پسرانش را به خدمت خان مغولی می آورند.که چیزی بیش از ۷۰۰زن و۱۳۰۰خادم هستند. 

  • بعد خان مغول خزینه  قلمرو تازه فتح شده اش رامی خواهد بیبند؛جام های زر قلمرو اسلامی که چیزی نزدیک به یک امپرتوری تکه تکه است در آن دوران ! 

هولاکو خان جامی از زر پر می کند ودستور می دهد خلیفه خدا آنها را بخورد!  در جواب انکار خلیفه برای خوردن زر می گوید پس این خزینه خرج مقابله با دشمنت نکردی؟! که اکنون اینگونه خار وذلیل نشوی .!

  • ومسله بعدی که پیش می آید چگونه ی برخورد ورفتار با خلیفه خداست که اکنون باید از بین برود.کسی که تا کنون واسطه خیر وبرکت خدا بربندها ش بوده .چیز ی نزدیک به یک انسان مقدس که حتی حرکت خودجوشانه  شیعی هم می ترسیدن از کشتنه اش!وطرف مقابل هم یک فرد مغولی است با اعتقادات شملی وخرافی وترس  از کشتن کسی که نماینده وخلیفه خدا بر روی زمین است!   
  • یکی از اعتقاد مغول این است که  روح انسان در خون او جاریست واگر روح انسان بزرگ و والای در روی زمین آزاد شود همیشه آزار ومزاحمتش برای قاتلانش باقی خواهد مانند. 
  • خلاصه پس ازچند روز مشورت وگفت وگو قرار می شود آخرین خلیفه تول الله را در نمدی بیپچانند وبا ضربات چوب ولگد اینقدر بکوبن تا به صورت تدریجی کشته شود. 

تا اگر  در زمان جان دادن خلیفه خدا اتفاق ناگواری افتاد؛ مثلا خورشید افتاد روی زمین !یا ماه گم شده !یا زمین لزرید! وخدا از کشتن نماینده اش خشمگین شد .دوباره خلیفه خدا را احیا کنند! 

  • وبلاخره آخرین خلیفه خدا در تاریخ ۱۴صفر سال ۶۵۶ه.ج جان می دهد وآب از آب تکان نمی خورد. این روایت یکی از متفاوت ترین شیوهای کشتن بود که من تا حال بهش برخورده بودم! 

 منابع:تاریخ جهانگشایی جوینی جلد سوم/تاریخ طبقات ناصری/مغول وحکومت ایلخانی در ایران (شیرین بیانی)

 

تاریخ ارسال: چهارشنبه 25 فروردین‌ماه سال 1389 ساعت 05:09 ب.ظ | نویسنده: گن جیش کک | چاپ مطلب 13 نظر

جمهوری اسلامی

 

 

     آری           نه       

! ! !

 

  

 

امروز روزی است که نوع حکومت برمردم پس ازیک عمر دیکتاتوری به جمهوری تبدیل می شود.قطعا زندگی کردن در یک نظام جمهوری برتری دارد به زندگی در نظام دیکتاتوری وپادشاهی. 

من هنوز به تاریخ معاصر ایران نرسیدم یعنی الان حتی اگر علاقمند هم نباشم تاریخ ایران را به اجبار تا حمله مغول خوانده ام .حقیقتش هیچ وقت تاریخ ایران را ازقاجار به بعد دوس نداشتم .یعنی همیشه با چاشنی سردرد اعصاب خوردی می خوانمشان.برای همین متاسفانه هنوز تاریخ انقلاب را هم خوب نمی دانم  اما   

  • انتخابات آری ونه برجمهوری اسلامی" اولین انتخابات پس انقلاب درایران و این نظامی است که ما در آن زندگی می کنیم .که نکته های جالبی دارد :

من تا به حال دقت نکرده بودم به اینکه انتخابات ۱۲فرودین سال ۵۸انتخاب نوع حکومت به وسیله مردم نبوده بلکه فقط تایید حکومت انتخابی  حاکمان ومصلحان بر مردم بوده !

در آن برگ رآی نوشته نشده بودچون نوع حکومتی را می پسندید؟بلکه نوشته شده بود : 

حکومت جمهوری اسلامی

وحق انتخاب آری  و نه بوده حتی هیچکدام هم نداشته  

من اصلا نمی خواهم رای بلاماحضه مردم را به جمهوری اسلامی  زیر سوال ببرم .حتی فکر نمیکنم اگر انتخابات نوع حکومت برای مردم گسترده تر از یک آری ونه بود باز هم انتخاب مردم ایران بعد از انقلاب چیزی به غیراز جمهوری اسلامی بوده باشد!با آن دیدگاه وروحیه که در مردم ایران از گذشته تا کنون سراغ دارم. 

  • ونکته دیگر همه برگ رای ها بود  

برگ رای آری به رنگ سبز!   وبرگ رای نه به رنگ قرمز ! 

جالب تر این است که روانشناسی رنگ ها هم در انتخاب بر گ رای برای جامعه ی که بیشترشان بی سودان در سال ۵۸ وحتی توان خواندن دو کلمه دو حرفی را ندارن! برای نشان دار کردن انتخاب درست با دو رنگ کاملا متزاد که دقیقا مثل چراغ قرمز عمل می کنند. برای انتخاب درست ونادرست  بسیار حایذ اهمیت وکارشناسی شده بوده است! 

  • اماحکومت جمهوری اسلامی که ازدیدگاه بنیانگذار انقلاب اسلامی آیت الله خمینی که فقیه آشنا به فقه واصول اسلامی بوده حکومت الله است. 

حکومت الله ؛جامعه ی آرمانی است که برای شناختش باید به قرآن کریم ونهج الباغه ونهج الفصاحه ودیگر کتب اعتقادی دین اسلام رجوع کرد. اما حکومت الله ریالسم واقعی را باید در تاریخ در آن دوره های که انسان های آرمانی حاکم حکومت هستند جست وجو کرد که در کل تاریخ دو مدل بیشتر نیست !یکی حکومت پیامبر اکرم(ص) ودیگر ی حکومت امام علی (ع)!  

بیشتر عمر پیامبر بر سر تحکیم وبنیانگذاری حکومت در جنگ ها وچند دسته گی ها می گذرد. تا اصول حکومت و همچنین قلمرو جهان اسلام فراهم شود. 

ودوره امام علی (ع)که  من یک یادداشت بلند بالای تاریخ تحلیلی در این رابطه نوشته ام که هنوز جای مناسبی برای انتشار را پیدا نکرده ام. یک حکومت کوتاهی است که با ترور ریس حکومت خاتمه پیدا می کند.! 

زندگی وسیره اما م علی  بهترین نمونه حاکم اخلاق گرا در طول تاریخ است به طوری که کتاب نهج الباغه وگفته های او جهان آرامانی همه انسانهاست .اما شما می بیند که در جهان واقعی چطور با این آدم وحکومتش برخورد می شود!

والگو برداری از حکومتداری این بزرگواران که انسانهای معصوم واخرت گرا هستند که در تمام لحظات زندگی ترس از گناه وایجاد بی عدالتی تمام وجودش را فراگرفته .آنهم با انسانهای عصر حاضر که سرپاریا و دروغ و دو روی هستن نمی توانند عاقبت بهتری پیدا کنند.  

مگر اینکه مردم جامعه تمام کاسه وکوزه زندگیشان را جمع کنند وبنشیند منتظر بهشتی که احتمالا وجود دارد.وچشم به روی تمام اتفاقات وحق وحقوق که ازشان گرفته می شود.ببنند!   

حکومت حال حاضر ایران را دیگر مطمن ام که اسلامی نیس .اگر اسلام همانی است که عدالت دارد  راستی دارد مروت دارد امام علی دارد....   

اما بعد از خواندن اعلامیه 12فرودین آیت الله خمینی متوجه شده ام که حتی همان جمهوری اسلامی هم نیس !ونمی دانم اصلا چیست ؟وچه می تواند باشد؟    

قسمتی های  از اعلامیه را همین پا یین می توانید بخوانید...

  •  دوازدهم فروردین 1358 هجری خورشیدی (1979 میلادی و امسال مصادف با یکم آوریل) اعلامیه رسمیت یافتن نظام جمهوری اسلامی در ایران، که به امضای آیة الله روح الله خمینی انتشار یافته و در روزنامه های تهران به چاپ رسیده بود با این جملات آغاز می شد:
         "جمهوری اسلامی را اعلام می کنم. شما با رای قاطع خود به جمهوری اسلامی؛ حکومت عدل الهی را اعلام کردید، حکومتی که در آن اقشار ملت به یک چشم دیده می شوند و نور عدالت الهی برهمه و همه به یک طور می تابد و باران رحمت قرآن و سنت بر همه کس به یکسان می بارد. مبارک باد برشما که در آن اختلاف نژاد مطرح نیست و همه برادر و برابرند.".
         اعلامیه چنین ادامه می یافت:
         "مبارک باد بر شما روزی که در آن، تمام اقشار ملت به حقوق حقه می رسد. کشور از دست چپاولگران و غارت پیشگان نجات یافت. مقدرات خودرا به دست گیرید. مجال به فرصت طلبان ندهید. نگذارید نفتخواران و مفتخواران به صفوف فشرده شما رخنه کنند.".
        

     

فاطمه زارع "دانشجوی کارشناسی رشته تاریخ ترم شش  

پی نوشت:این یک یادداشت کوتاه تحیلی یک اتفاق تاریخی است نه کم نه بیش! ازخصوصیات نظام جمهوری ودیکر حکومت های دموکراسی این است که مردم می توانند حکومت ونوع حکومت داری حاکمان را مورد نقد وبررسی قرار دهند.مگر این که  غیر از این باشد!

تاریخ ارسال: پنج‌شنبه 12 فروردین‌ماه سال 1389 ساعت 04:07 ب.ظ | نویسنده: گن جیش کک | چاپ مطلب 2 نظر