آویزدرآویزم
بکش با سرشاخ لیمویی پیراهن
روی آنتن
که ابوظبی بیاید روی سینه مرد
دیوار شکافته از شکم بیرون زده
اوـجنرالی با ستاره های دزدیده از یقه
اسماعیلم !
با گرگولی به پشت به توازون تخم مرغ های دزدیده شاه عباس
شمشیر به دست شاشت را بگیر!
به اشارت انگشت های پاشیده وسط خیابان کریمی
گردن آویز تو ام از ترس
میش گاو ها بیایند با اگال های عربی
مستطیل شده ام از گوزن های که در من گشته اند
بیا
بی ا
بیا بندری برقصی یم
رقصصصصص
تا خیس بخورد لنگ چسبیده به میان
مو بچه شطوم ز کس نمی ترسم با همین بر آمده از زیر
مرداد که شد به پهلو بزن .
گوزن دریده می آید از چشم ها
آبودان ـ خیابان کریمی ـچیز مانده ی از خانه ی پدریم
بابا اراده زود رفتی درستش کردی من وقتی داشتم میخوندم حس کردم دارم صدات رو میشنوم انگاری خودت داشتی میخوندی.حس گذشته ای میده که نمیشه ازش فرار کرد.حرف ها هست تا اخرین خون کلمه
حس می دهد برا فرار لزج که کردیم از خودمان
کوجیدندهای کوچلو.و...!!!!
سلام
وب قشنگی دارید مطالبتان واقعا زیبا میباشند درصورت امکان مارلینک واجازه آنرانیزبرایمان بدهید
از ۲ تابستون قبل - فولادشهر - انجمن ادبی بامداد
تا امروز و اینجا
راه زیادیه.
اما جالب که فاطمه زارع رو پیدا کردم . اونم اتفاقی
به هر حال :
سلام
این جا تمام می شود این « قصه » از شروع
« راوی » نترس ، زندگی اِنکار می کند
به روزم بی هیچ بهانه ای ...
با یک کار جدید
منتظر حضور و نگاه نقادانه ی شما هستم.
پاینده باشید.
انجمن بامداد چقدر دوس های خوبی را شروع داد .خوشحالم که پیدا می شید .
آآآآآآ - نمی دونم - فردا که به بینم ات حرف می شیم - فقت اینکه باید به زنی بیرون - تجربه ها باید بعد از وقتی بیرون برن- نمی دونم - شاید که من اوزی شدام بهت گفتم ام که سوراخ ها رو پیدا کن و بزن بیرون - گشادشان کن
- ابوزبی روی سینه ی مرد
- اشارات انگشتان پاشیده وست
خوب اند
بیا بندری و ... گند زده -
می بی نم ات
باشه .اما احساس می کنم می شه توانمندش کرد
بیا بندری برقصیم وامثالهم .از من آمدن با همه تکرار ها جنس خارجی من نند
جالبه ...باید یه وقت دیگه بخونمش...
هدف ما جلب رضایت شماست!
سلام گن جیشکک
؛چیز مانده ی از خانه پدریم؛
چه حس خوب ی
نگاه .تصویر وارنه ی از من است.سلام دوس خوبم
صداقت تو نوشته ات بشته بودن .
ها بخاطره خرابه آویزان در متن
خانم زارع سلام
من هم از اینکه در دنیای مجازی شما را می بینم خوشحالم
به دوستان سلام برسان
عزیز من دیگر چند سال است که در بندر نیستم
اگر هم بی خداحافظی گذاشتم رفتم به دلیلی ست که ... اقای بندری و چند نفر دیگر می دانند و ... راجع به ان نمی خواهم حرف بزنم
امیدوارم در سرایش شعر موفق باشید همیشه
باز هم به من سر بزن
از لینکت هم ممنون
در چند روز اینده لینک شما نیز اضافه خواهد شد.
اشوو